خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از از دست دادن دوستان و تنهایی خود می‌گوید. او از تغییرات زمانه و ناپایداری شرایط زندگی شکایت دارد و احساس می‌کند که همه چیز از بین رفته است. غم و اندوه او چنان شدید است که حتی نمی‌تواند آن را پنهان کند. با این حال، امیدوار است که این شرایط پایدار نماند.

متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، بیان احساسات پیچیده و نگاه انتقادی به زندگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۴ - چه کنم دوستی یگانه نماند

چه کنم دوستی یگانه نماند
هیچ آزاد در زمانه نماند ۱

بر دل من زند فلک همه زخم
مگرش جز دلم نشانه نماند ۲

زانهمه کار و بار و آن رونق
آه و دردا که جز فسانه نماند ۳

در دو چشمم که از تو روشن بود
جز سرشک چونادرانه نماند ۴

مرگرا کرد باید استقبال
که میانمان بسی میانه نماند ۵

زود باشد که جان بپردازم
که بدین رقعه جای خانه نماند ۶

غم دل میتوان نهفت آخر
زردی روی را بهانه نماند ۷

هر چه اسباب عیش بود برفت
جز زیانیم در زمانه نماند ۸

هیچ نومید نیستم که کسی
در غم چرخ جاودانه نماند ۹
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۹ ۲۷۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۳ - یاری که رخش ماه و قدش سرو روان بود
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - یاری که بری چو سیم دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.