خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عدم آمدن یار و نبود کسی برای تقسیم غم خود ابراز ناراحتی میکند و تأکید میکند که این رنج از روزگار نیست، بلکه از دل خودش نشأت میگیرد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و احساساتی مانند عشق، اندوه و تنهایی است که درک و پردازش آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
شماره ۶۲ - روز بآخر رسید و یار نیامد
روز بآخر رسید و یار نیامد
هیچکس از پیش آن نگار نیامد ۱
گفتم با او غمی بگویم اکنون
با که بگویم که غمگسار نیامد ۲
اینهمه بر من ز روز گاربد آمد؟
نه، ز دل آمد ز روزگار نیامد ۳
هیچکس از پیش آن نگار نیامد ۱
گفتم با او غمی بگویم اکنون
با که بگویم که غمگسار نیامد ۲
اینهمه بر من ز روز گاربد آمد؟
نه، ز دل آمد ز روزگار نیامد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - از آه دلم قمر بسوزد
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - یاری که رخش ماه و قدش سرو روان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.