خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و بیانگر دردها و رنجهای ناشی از عشق است. شاعر از جذبههای عشق و تأثیر آن بر جان و دل خود میگوید و از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود سخن میراند. همچنین، اشارهای به دردهای ناشی از عشق و مقایسه آن با غمهای دیگر دارد.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم عمیق و احساسی آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۱۰ - باز مرا عشق گریبان گرفت
باز مرا عشق گریبان گرفت
باز دلم دامن جانان گرفت ۱
عشق بتان آفت جان و دلست
وای برای کو پی ایشان گرفت ۲
سرو بدید آن قد و حیران بماند
ماه بدید آن رخ و نقصان گرفت ۳
گفتم اگر دل ببرد باک نیست
آه که دل برد و پی جان گرفت ۴
باک ندارد ز سر زلف او
دل چو ره آن لب خندان گرفت ۵
کز ظلمات ایچ نیندیشد آن
کش هوس چشمه حیوان گرفت ۶
گفتم مردم ز غم عشق گفت
ماتمی از بهتر تو نتوان گرفت ۷
قصه چه خوانم بمن آن کرد دوست
که دشمن انگشت بدندان گرفت ۸
باز دلم دامن جانان گرفت ۱
عشق بتان آفت جان و دلست
وای برای کو پی ایشان گرفت ۲
سرو بدید آن قد و حیران بماند
ماه بدید آن رخ و نقصان گرفت ۳
گفتم اگر دل ببرد باک نیست
آه که دل برد و پی جان گرفت ۴
باک ندارد ز سر زلف او
دل چو ره آن لب خندان گرفت ۵
کز ظلمات ایچ نیندیشد آن
کش هوس چشمه حیوان گرفت ۶
گفتم مردم ز غم عشق گفت
ماتمی از بهتر تو نتوان گرفت ۷
قصه چه خوانم بمن آن کرد دوست
که دشمن انگشت بدندان گرفت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - بیش ازین طاقت هجرانم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - بر من ز عشق دوست بنوعی قیامتست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.