خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این شعر، شاعر از بت یا معشوقهای سخن میگوید که چهرهاش مانند بهار و باغ زیباست، اما اثری از غم یا زخم (چشم زخم) بر چهرهاش دیده میشود. این اثر سیاه بر سفیدی چهرهاش، مانند زاغی است که بر گل تر نشسته باشد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و نمادین است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده مانند 'چشم زخم' و 'زاغ بر گل تر' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۶۱۷ - آن بت که بود رخش بهارو باغی
آن بت که بود رخش بهارو باغی
بر چهره نهاد چشم زخمش داغی ۱
آن داغ سیاه بر سپیدی رخش
چون بر گل تر نشسته دیدم زاغی ۲
بر چهره نهاد چشم زخمش داغی ۱
آن داغ سیاه بر سپیدی رخش
چون بر گل تر نشسته دیدم زاغی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۶ - ای جود ترا حاتم طی گشته رهی
گوهر بعدی:شماره ۶۱۸ - ای جسته دوا از در هر بیماری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.