شاعر در این متن از عشق و دلدادگی به دوست سخن میگوید. او بیان میکند که حتی در خواب نیز به دنبال دیدن خیال دوست است و زیبایی دوست را با هلال عید و ابروی او مقایسه میکند. شاعر تأکید میکند که دیگر به چیزهای دیگر مانند سرو بلند توجهی ندارد و تنها به دوستش میاندیشد. او خود را به دلیل عشق صادقانهاش به دوست، از خود بیخود میداند و از خواب و خیال جز دوست چیزی نمیخواهد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۸ - گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست
اینک علی الصباح نظر بر جمال دوست ۱
مردم هلال عید بدیدند و پیش ما
عیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست ۲
ما را دگر به سرو بلند التفات نیست
از دوستی قامت بااعتدال دوست ۳
زان بیخودم که عاشق صادق نباشدش
پروای نفس خویشتن از اشتغال دوست ۴
ای خواب گرد دیده سعدی دگر مگرد
یا دیده جای خواب بود یا خیال دوست ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.