خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناامیدی در عشق و انتظار بیثمر از یار خود میگوید و با اشاره به باغ وصل و شاخ امید، بیان میکند که امسال نیز مانند سال گذشته، لعل شکرین یارش بار نداد. او از این بیمهری گله دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۹۷ - یارم چو بباغ وصل خود بار نداد
یارم چو بباغ وصل خود بار نداد
زان شاخ امید دل من بار نداد ۱
امسال همان کلاته خوش هست ز چیست
یک شکر ازان لعل شکر بار نداد ۲
زان شاخ امید دل من بار نداد ۱
امسال همان کلاته خوش هست ز چیست
یک شکر ازان لعل شکر بار نداد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - نفسیست مرا که تشنگیش ار بکشد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - شب نیست که دور از تو دلم خون نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.