خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناملایمات روزگار و رنجهای پیوستهای که متحمل شده است، شکایت میکند و بیان میکند که آسمان هرگز به مراد او نبوده و همیشه با او با جور و ستم رفتار کرده است. او از دردهای روحی و جسمی خود میگوید و اینکه قلبش از این همه صدمه خسته شده است.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، بیان رنج و محنت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۹۵ - هرگز بمراد من فلک دور نکرد
هرگز بمراد من فلک دور نکرد
یکروز بشب نشد که صد جور نکرد ۱
خون مژه بر چهره روان چیست مرا
گر خسته دلم ز صدمتش غور نکرد ۲
یکروز بشب نشد که صد جور نکرد ۱
خون مژه بر چهره روان چیست مرا
گر خسته دلم ز صدمتش غور نکرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - رویت که در او دیده صفای جان دید
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - نفسیست مرا که تشنگیش ار بکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.