خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از گفتوگویی با شخصی دیگر یاد میکند که در آن از رابطهی شکر و نبات و آب حیات در تاریکیها پرسیده است. پاسخ با لبخند و لطف این است که آب حیات در تاریکیها وجود ندارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۱ - گفتم که چرا از شکرت رست نبات
گفتم که چرا از شکرت رست نبات
واندر ظلمات چون شد آن آبحیات ۱
خندید و بلطف گفت کای ابن یمین
نی آب حیات باشد اندر ظلمات ۲
واندر ظلمات چون شد آن آبحیات ۱
خندید و بلطف گفت کای ابن یمین
نی آب حیات باشد اندر ظلمات ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - خطی که ز رویت ای پریوش برخاست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - زلف تو که بس تعبیه ساز افتادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.