خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از سعدی، زیبایی و جمال معشوق را با استفاده از تصاویر و استعارات زیبا توصیف میکند. شاعر از عناصر طبیعت مانند نسیم گل، بلبل، چشمه حیات و آفتاب برای بیان عظمت و جذابیت معشوق استفاده میکند. همچنین، عشق و ستایش بیحد و حصر شاعر نسبت به معشوق در سراسر شعر مشهود است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارات و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۵۷ - هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست
هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست
الحان بلبل از نفس دوستان توست ۱
چون خضر دید آن لب جان بخش دلفریب
گفتا که آب چشمه ی حیوان دهان توست ۲
یوسف به بندگیت کمر بسته بر میان
بودش یقین که ملک ملاحت از آن توست ۳
هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری
در دل نیافت راه که آنجا مکان توست ۴
هرگز نشان ز چشمه ی کوثر شنیدهای
کاو را نشانی از دهن بینشان توست ۵
از رشک آفتاب جمالت بر آسمان
هر ماه، ماه دیدم چون ابروان توست ۶
این باد روح پرور از انفاس صبحدم
گویی مگر ز طره ی عنبرفشان توست ۷
صد پیرهن قبا کنم از خرمی اگر
بینم که دست من چو کمر در میان توست ۸
گفتند میهمانی عشاق میکنی
سعدی به بوسهای ز لبت میهمان توست ۹
الحان بلبل از نفس دوستان توست ۱
چون خضر دید آن لب جان بخش دلفریب
گفتا که آب چشمه ی حیوان دهان توست ۲
یوسف به بندگیت کمر بسته بر میان
بودش یقین که ملک ملاحت از آن توست ۳
هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری
در دل نیافت راه که آنجا مکان توست ۴
هرگز نشان ز چشمه ی کوثر شنیدهای
کاو را نشانی از دهن بینشان توست ۵
از رشک آفتاب جمالت بر آسمان
هر ماه، ماه دیدم چون ابروان توست ۶
این باد روح پرور از انفاس صبحدم
گویی مگر ز طره ی عنبرفشان توست ۷
صد پیرهن قبا کنم از خرمی اگر
بینم که دست من چو کمر در میان توست ۸
گفتند میهمانی عشاق میکنی
سعدی به بوسهای ز لبت میهمان توست ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶ - ای کآب زندگانی من در دهان توست
گوهر بعدی:غزل ۵۸ - اتفاقم به سر کوی کسی افتادهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.