خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش شخصی بلندمرتبه میپردازد و او را با عناصر طبیعی مانند آفتاب و کیوان مقایسه میکند. شاعر از فضیلتها و کرم این شخص سخن میگوید و خود را در مقابل او کوچک و نیازمند میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات قدیمی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامفهوم باشد.
شماره ٧۴٩ - جلال دولت و دین یونس ایکه جاه تر است
جلال دولت و دین یونس ایکه جاه تر است
مقام برتر کیوان فروترین پایه ۱
بر آفتاب بچربدسها بتابش اگر
ز نور رای تواش ذره ئی بود مایه ۲
ز عقد گوهر لفظت عروس معنی را
ببسته کلک تو مشاطه وار پیرایه ۳
بخشگسال کرم آز تشنه لب دیده
ز ابر خامه تو آنچه کودک از دایه ۴
تو آفتاب جهانی و بنده ابن یمین
ترا شدست بامید نور همسایه ۵
اگر ز طالع شوریده نیست این از چیست
جهانیان ز تو در نور و بنده در سایه ۶
تو خود بگو که بدوران چون توئی چو منی
شکسته حال چو این قافیه همی شایه ۷
مقام برتر کیوان فروترین پایه ۱
بر آفتاب بچربدسها بتابش اگر
ز نور رای تواش ذره ئی بود مایه ۲
ز عقد گوهر لفظت عروس معنی را
ببسته کلک تو مشاطه وار پیرایه ۳
بخشگسال کرم آز تشنه لب دیده
ز ابر خامه تو آنچه کودک از دایه ۴
تو آفتاب جهانی و بنده ابن یمین
ترا شدست بامید نور همسایه ۵
اگر ز طالع شوریده نیست این از چیست
جهانیان ز تو در نور و بنده در سایه ۶
تو خود بگو که بدوران چون توئی چو منی
شکسته حال چو این قافیه همی شایه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٧۴٨ - پدر که رحمت حق بر روان پاکش باد
گوهر بعدی:شماره ٧۵٠ - جفت گاوی را اگر خدمت کنی سالی سه ماه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.