خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری از سعدی است که در آن شاعر از بی‌خوابی، عشق، وفاداری و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. او از بی‌وفایی اصحاب، تشنگی در بیابان و درد فراق یاد می‌کند و عشق را به عنوان قضایی ناگزیر می‌پذیرد. همچنین، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره کرده و از رنج‌های عاشقانه و دیوانگی عشق می‌گوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و بی‌وفایی نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۲۶ - ما را همه شب نمی‌برد خواب

ما را همه شب نمی‌برد خواب
ای خفته ی روزگار دریاب ۱

در بادیه تشنگان بمردند
وز حله به کوفه می‌رود آب ۲

ای سخت کمان سست پیمان
این بود وفای عهد اصحاب ۳

خار است به زیر پهلوانم
بی روی تو خوابگاه سنجاب ۴

ای دیده ی عاشقان به رویت
چون روی مجاوران به محراب ۵

من تن به قضای عشق دادم
پیرانه سر آمدم به کتاب ۶

زهر از کف دست نازنینان
در حلق چنان رود که جلاب ۷

دیوانه ی کوی خوب رویان
دردش نکند جفای بواب ۸

سعدی نتوان به هیچ کشتن
الا به فراق روی احباب ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵ - اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب
گوهر بعدی:غزل ۲۷ - ماهرویا! روی خوب از من متاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.