خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید و از رنج‌ها و سختی‌هایی که در این راه متحمل شده است، شکایت می‌کند. شاعر از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و از سرزنش و طعنه‌زدن دست بردارد. همچنین، او به صبر و تحمل خود در برابر این عشق اشاره می‌کند و در نهایت، از دعوی پرهیز و دوری از عشق سخن می‌گوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۵ - اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب
هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب ۱

که را مجال نظر بر جمال میمونت
بدین صفت که تو دل می‌بری ورای حجاب ۲

درون ما ز تو یک دم نمی‌شود خالی
کنون که شهر گرفتی روا مدار خراب ۳

به موی تافته پای دلم فروبستی
چو موی تافتی ای نیکبخت روی متاب ۴

تو را حکایت ما مختصر به گوش آید
که حال تشنه نمی‌دانی ای گل سیراب ۵

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد
و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب ۶

دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است
که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب ۷

کجایی ای که تعنت کنی و طعنه زنی
تو بر کناری و ما اوفتاده در غرقاب ۸

اسیر بند بلا را چه جای سرزنش است
گرت معاونتی دست می‌دهد دریاب ۹

اگر چه صبر من از روی دوست ممکن نیست
همی‌کنم به ضرورت چو صبر ماهی از آب ۱۰

تو باز دعوی پرهیز می‌کنی سعدی
که دل به کس ندهم کل مدع کذاب ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴ - وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
گوهر بعدی:غزل ۲۶ - ما را همه شب نمی‌برد خواب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.