خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناکامیهای خردمندان در جهان و بیعدالتی زمانه سخن میگوید. او تصمیم گرفته است که دیگر غصه روز و رنج شب نکشد، نفس خود را تربیت کند و از درد و رنج بیادبان دوری کند. همچنین، قصد ندارد قصه خود را برای دیگران بازگو کند یا از کسی کمک بخواهد. او به زندگی ساده با کمترین نیازها قانع است و به دنبال آرامش در گوشهای دنج است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی از جهان و تصمیم برای انزوا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۶١٨ - ظفر نیافت خردمند در جهان روزی
ظفر نیافت خردمند در جهان روزی
بهیچ فائده دیگر از حضور کرام ۱
زمانه هیچ تعدی نکرد با خاصان
بتر ز صحبت مشتی عوام کالانعام ۲
عهد کردم که بعد ازین همه عمر
غصه روز و رنج شب نکشم ۳
نفس خود را ادب کنم بهنر
رنج و الام بی ادب نکشم ۴
قصه خود بنزد کس نبرم
منت هیچ زن جلب نکشم ۵
لقمه و گوشه ئی کفاف منست
گوشه ئی گیرم و تعب نکشم ۶
بهیچ فائده دیگر از حضور کرام ۱
زمانه هیچ تعدی نکرد با خاصان
بتر ز صحبت مشتی عوام کالانعام ۲
عهد کردم که بعد ازین همه عمر
غصه روز و رنج شب نکشم ۳
نفس خود را ادب کنم بهنر
رنج و الام بی ادب نکشم ۴
قصه خود بنزد کس نبرم
منت هیچ زن جلب نکشم ۵
لقمه و گوشه ئی کفاف منست
گوشه ئی گیرم و تعب نکشم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶١٧ - صاحبا گر چنین همی شاید
گوهر بعدی:شماره ۶١٩ - فیلسوفی که من در اسرارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.