خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از دوستی و ارتباط با صاحبخانه سخن میگوید و از او میپرسد که آیا باید به سفر بروند یا در خانه بمانند. سپس به موضوع آرزوهای بیپایان و کنترل نفس سرکش اشاره میکند و در نهایت، عزلت و قناعت را به عنوان راه حل پیشنهاد میدهند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی مانند 'نفس سرکش' و 'عزلت و قناعت' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۶١٧ - صاحبا گر چنین همی شاید
صاحبا گر چنین همی شاید
که بهر یک مهت سلام کنیم ۱
ما چه حاضر چه غائب از در تو
هم برین قصه را تمام کنیم ۲
کز تو پرسیم و تو جواب دهی
که ازین هر دوان کدام کنیم ۳
در سفر آریم عمر بسر
یا به بنگاه خود مقام کنیم ۴
چند ازین دیگ آرزو پختن
تا کی این آرزوی خام کنیم ۵
پس همان به که نفس سرکش را
گوشمالی دهیم و رام کنیم ۶
گوشه عزلت و قناعت را
بارگاه امیر نام کنیم ۷
که بهر یک مهت سلام کنیم ۱
ما چه حاضر چه غائب از در تو
هم برین قصه را تمام کنیم ۲
کز تو پرسیم و تو جواب دهی
که ازین هر دوان کدام کنیم ۳
در سفر آریم عمر بسر
یا به بنگاه خود مقام کنیم ۴
چند ازین دیگ آرزو پختن
تا کی این آرزوی خام کنیم ۵
پس همان به که نفس سرکش را
گوشمالی دهیم و رام کنیم ۶
گوشه عزلت و قناعت را
بارگاه امیر نام کنیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶١۶ - صحبت جمغی که ما را دوستان میزیستند
گوهر بعدی:شماره ۶١٨ - ظفر نیافت خردمند در جهان روزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.