شاعر از دورانی میگوید که در آن رضایت و قناعت کمیاب شده است. او اشاره میکند که کمتر کسی یافت میشود که بتوان او را «صدر معظم» خطاب کرد، زیرا حتی وزیران نیز طمعکار شدهاند و هر فقیری آرزو دارد که «صاحب اعظم» نامیده شود. همچنین، شاعر از وضعیت نابسامان مناصب اجتماعی انتقاد میکند و میگوید که مقامات به دست افرادی افتادهاند که حتی گدایان نیز آنها را ناچیز میشمارند.
متن دارای مفاهیم انتقادی نسبت به جامعه و قدرت است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۴٩۴ - دوری در آمدست که راضی نمیشود
کمتر کسی که صدر معظم نویسمش ۱
آخر وزیر را چه نویسم که هر فقیر
دارد طمع که صاحب اعظم نویسمش ۲
منصب بدان رسیده که اکنون گدای کوی
نپسند دار ز شاه جهان کم نویسمش ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.