خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به بیان احساسات و تفکرات شاعر درباره جوانی، پیری، عشق، تقدیر و زهد می‌پردازد. شاعر از ناتوانی خود در برابر عشق سخن می‌گوید و از زیبایی و جذابیت معشوق تعریف می‌کند. همچنین، به اهمیت زمان و جوانی اشاره کرده و از تزویر و ریا در زهد انتقاد می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مانند عشق، تقدیر و نقد زهد است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتقاد از تزویر و ریا ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۰ - با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را
جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را ۱

من که با مویی به قوت برنیایم ای عجب
با یکی افتاده‌ام کاو بگسلد زنجیر را ۲

چون کمان در بازو آرد سروقد سیمتن
آرزویم می‌کند کآماج باشم تیر را ۳

می‌رود تا در کمند افتد به پای خویشتن
گر بر آن دست و کمان چشم اوفتد نخجیر را ۴

کس ندیدست آدمیزاد از تو شیرین‌تر سخن
شکر از پستان مادر خورده‌ای یا شیر را ۵

روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست
نقد را باش ای پسر کآفت بود تأخیر را ۶

ای که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز
هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را ۷

زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار
پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را ۸

سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی
همچنان عذرت بباید خواستن تقصیر را ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹ - گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - وقت طرب خوش یافتم آن دلبر طناز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.