این متن به طبیعت ناپایدار و فانی دنیا اشاره دارد و بیان میکند که انسان هرگز از دنیا سیر نمیشود. همچنین، بر بیثباتی زندگی و بیفایده بودن وابستگی به دنیا تأکید میکند و از مخاطب میخواهد که از مرگ نهراسد، زیرا هر انسانی، چه ترسو و چه شجاع، روزی خواهد مرد. متن با تصاویری مانند سبوی پر از آب که از بالا خالی میشود و تیر حوادث که به هیچ کس رحم نمیکند، این مفاهیم را تقویت میکند.
مفاهیم مطرحشده در این متن، مانند گذرا بودن زندگی و ناپایداری دنیا، نیاز به درک نسبتاً عمیقتری از زندگی و فلسفه دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شعری ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۴۴٢ - طبع انسانی بدان مفطور شد
کو ز دنیا وی نخواهد گشت سیر ۱
کی توان کردن سبوئی پر ز آب
کآنچه از بالا در آمد شد ز زیر ۲
در ره مردی ز مردن غم مخور
مرد بیدل هم بمیرد هم دلیر ۳
دل منه بر کار دنیا بهر آنک
زود بینی انقلاب او نه دیر ۴
از کمان چرخ و تیر حادثات
می نخواهد جست نه آهو نه شیر ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.