خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تهیدستی و مشکلات خود میگوید، اما با وجود تمام سختیها، شکرگزار است. او اشاره میکند که اگر ثروتمند بود، ممکن بود دنیا به او آسیب برساند، اما اکنون با وجود فقر و عیوب بسیار، از شکنجههای زندگی درس گرفته و سود برده است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شکنجه و رنج ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۴٣۴ - شکرها میکنم در این ایام
شکرها میکنم در این ایام
که تهیدست گشته ام چو چنار ۱
ز آنکه چون گل اگر زرم بودی
دست گیتی مرا نهادی خار ۲
بستدندی بصد شکنجه و چوب
بقیاس جماعت زر دارد ۳
من چنین گشتمی که اکنونم
مفلس و با هزار عیب و عوار ۴
شکر ایزد بر آن همیگویم
که درین فترت و تغلب کار ۵
گرچه اندک بضاعتم باری
سودم آمد شکنجه بسیار ۶
که تهیدست گشته ام چو چنار ۱
ز آنکه چون گل اگر زرم بودی
دست گیتی مرا نهادی خار ۲
بستدندی بصد شکنجه و چوب
بقیاس جماعت زر دارد ۳
من چنین گشتمی که اکنونم
مفلس و با هزار عیب و عوار ۴
شکر ایزد بر آن همیگویم
که درین فترت و تغلب کار ۵
گرچه اندک بضاعتم باری
سودم آمد شکنجه بسیار ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴٣٣ - شرف دولت و دین مشرف دیوان هنر
گوهر بعدی:شماره ۴٣۵ - شرف مرد بعلمست و کرامت بسجود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.