خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و تنهایی میگوید و بیان میکند که بدون معشوق، زندگی برایش معنایی ندارد. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که حتی عاقلان نیز در برابر عشق، دیوانهوار رفتار میکنند. شاعر همچنین از تأثیرات عشق و جفاهای معشوق میگوید و در نهایت، از معشوق میخواهد که به او رحم کند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و فراق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارند.
غزل ۵ - شب فراق نخواهم دواج دیبا را
شب فراق نخواهم دواج دیبا را
که شب دراز بود خوابگاه تنها را ۱
ز دست رفتن دیوانه عاقلان دانند
که احتمال نماندست ناشکیبا را ۲
گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
روا بود که ملامت کنی زلیخا را ۳
چنین جوان که تویی برقعی فروآویز
و گر نه دل برود پیر پای برجا را ۴
تو آن درخت گلی کاعتدال قامت تو
ببرد قیمت سرو بلندبالا را ۵
دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم
که بی تو عیش میسر نمیشود ما را ۶
دو چشم باز نهاده نشستهام همه شب
چو فرقدین و نگه میکنم ثریا را ۷
شبی و شمعی و جمعی چه خوش بود تا روز
نظر به روی تو کوری چشم اعدا را ۸
من از تو پیش که نالم که در شریعت عشق
معاف دوست بدارند قتل عمدا را ۹
تو همچنان دل شهری به غمزهای ببری
که بندگان بنی سعد خوان یغما را ۱۰
در این روش که تویی بر هزار چون سعدی
جفا و جور توانی ولی مکن یارا ۱۱
که شب دراز بود خوابگاه تنها را ۱
ز دست رفتن دیوانه عاقلان دانند
که احتمال نماندست ناشکیبا را ۲
گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
روا بود که ملامت کنی زلیخا را ۳
چنین جوان که تویی برقعی فروآویز
و گر نه دل برود پیر پای برجا را ۴
تو آن درخت گلی کاعتدال قامت تو
ببرد قیمت سرو بلندبالا را ۵
دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم
که بی تو عیش میسر نمیشود ما را ۶
دو چشم باز نهاده نشستهام همه شب
چو فرقدین و نگه میکنم ثریا را ۷
شبی و شمعی و جمعی چه خوش بود تا روز
نظر به روی تو کوری چشم اعدا را ۸
من از تو پیش که نالم که در شریعت عشق
معاف دوست بدارند قتل عمدا را ۹
تو همچنان دل شهری به غمزهای ببری
که بندگان بنی سعد خوان یغما را ۱۰
در این روش که تویی بر هزار چون سعدی
جفا و جور توانی ولی مکن یارا ۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴ - اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
گوهر بعدی:غزل ۶ - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.