خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از حسد و دشمنی برخی افراد ناشناس سخن میگوید که با تزویر و حیلهگری سعی در آسیب رساندن به او داشتند. آنها سالها تلاش کردند تا با نیرنگ و فریب، غم و مشکلات را به او تحمیل کنند، اما در نهایت تمام نیکیها به شاعر رسید و آنها جزای اعمال بد خود را دریافت کردند.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی مانند حسد، تزویر و عدالت است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و واژگان پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ٢٧٨ - در باب من ز روی حسد یک دو نا شناس
در باب من ز روی حسد یک دو نا شناس
دمها زدند و کوره تزویر تافتند ۱
بر کارگاه خبث طبیعت که هستشان
یکچند سال حلیت تلبیس بافتند ۲
تا در شب ضلال بسعی کمان چرخ
موی غرض بناوک حیلت شکافتند ۳
ظنشان چنان فتاد که غمها به من رسد
از بسکه بهر غمز بهر سو شتافتند ۴
رغما لا نفهم همه نیکی بمن رسید
و ایشان جزای فعل بد خویش یافتند ۵
دمها زدند و کوره تزویر تافتند ۱
بر کارگاه خبث طبیعت که هستشان
یکچند سال حلیت تلبیس بافتند ۲
تا در شب ضلال بسعی کمان چرخ
موی غرض بناوک حیلت شکافتند ۳
ظنشان چنان فتاد که غمها به من رسد
از بسکه بهر غمز بهر سو شتافتند ۴
رغما لا نفهم همه نیکی بمن رسید
و ایشان جزای فعل بد خویش یافتند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٢٧٧ - دی یکی گفت که در مجلس دستور جهان
گوهر بعدی:شماره ٢٧٩ - دو دوست با هم اگر یکدلند در همه حال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.