خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و ستایشآمیز، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند مقایسه معشوق با ماه و ستارگان، عشق خود را بیان میکند و از جفاهای معشوق نیز شکایت دارد.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۹۴ - تا بر سریر حسن توئی ماه چهره ئی
تا بر سریر حسن توئی ماه چهره ئی
هستم ز عشق تو در شهر شهره ئی ۱
ز آن در شاهوار و بناگوش همچو سیم
هستند در مقار نه ماهی و زهره ئی ۲
چون جزع دلفریب تو هرگز بجادوئی
نامد برون ز حقه افلاک مهره ئی ۳
چشم بد از تو دور که مانی بعمر خویش
نقشی نبست چون تو و نگشاد چهره ئی ۴
کاری تراست بر دل عشاق مستمند
هر غمزه ئی ز چشم تو از زخم دهره ئی ۵
ابن یمین طمع بوفای تو چون کند
او را بس ار بود ز جفای تو بهره ئی ۶
هستم ز عشق تو در شهر شهره ئی ۱
ز آن در شاهوار و بناگوش همچو سیم
هستند در مقار نه ماهی و زهره ئی ۲
چون جزع دلفریب تو هرگز بجادوئی
نامد برون ز حقه افلاک مهره ئی ۳
چشم بد از تو دور که مانی بعمر خویش
نقشی نبست چون تو و نگشاد چهره ئی ۴
کاری تراست بر دل عشاق مستمند
هر غمزه ئی ز چشم تو از زخم دهره ئی ۵
ابن یمین طمع بوفای تو چون کند
او را بس ار بود ز جفای تو بهره ئی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۳ - بنمای رخ ببنده که شمس و قمر توئی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۵ - تا شد درست بر تو که پیمان شکسته ئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.