خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع پرواز روح و آزادی آن از قفس تن پرداخته است. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند طایر جان، قفس، و شکر خرد، به اهمیت پرورش جان با عقل و علم اشاره میکند و از رهایی روح از بندهای مادی سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم آن را برای گروههای سنی پایینتر چالشبرانگیز میکند.
شماره ۲۸۹ - بگوش جان من آید دمادم آوازی
بگوش جان من آید دمادم آوازی
که هست طایر جانرا هوای پروازی ۱
بلی نشیمن او شاخسار سدره بود
چه میکند قفسی و اندرو نه دمسازی ۲
بعقل و علم اگر پرورش دهی جانرا
ز سر غیب نماید بر او نهان رازی ۳
مجردی چو مسیحا کجا که از سر وقت
بهر نفس که بر آرد نماید اعجازی ۴
غذای طوطی جان تو شکر خرد است
عزیز دار مر او را که ارزد اعزازی ۵
بود ز جهل گرش آرزوی نفس دهی
کسی بطعمه نداد ارزنی بشهبازی ۶
بنزد ابن یمین کر چو مار خاک خوری
بهست از آنکه چو موری مسخر آزی ۷
که هست طایر جانرا هوای پروازی ۱
بلی نشیمن او شاخسار سدره بود
چه میکند قفسی و اندرو نه دمسازی ۲
بعقل و علم اگر پرورش دهی جانرا
ز سر غیب نماید بر او نهان رازی ۳
مجردی چو مسیحا کجا که از سر وقت
بهر نفس که بر آرد نماید اعجازی ۴
غذای طوطی جان تو شکر خرد است
عزیز دار مر او را که ارزد اعزازی ۵
بود ز جهل گرش آرزوی نفس دهی
کسی بطعمه نداد ارزنی بشهبازی ۶
بنزد ابن یمین کر چو مار خاک خوری
بهست از آنکه چو موری مسخر آزی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۸ - بگرد مه ز عنبر خط کشیدی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۰ - بحسن روی تو ای آفتاب خرگاهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.