خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و فداکاری بیحد و حصر خود سخن میگوید. او حاضر است دنیا و دین را فدای معشوق کند و از طعنههای دشمنان نمیهراسد. شعر پر از تصاویر عاشقانه و استعارههای زیبا مانند زلف پریشان، چشمان یار، و آتش عشق است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۴۶ - نگارا عزم آن دارم که گر بر رغم اغیاران
نگارا عزم آن دارم که گر بر رغم اغیاران
ز راه لطف و دلجوئی در آئی از در یاران ۱
کنم دنیا و دین هر دو فدای خاک پای تو
چه وزن آرد کله جائی که سر بخشند عیاران ۲
گر از خاک سر کویت برد باد صبا گردی
زند در مشک چین آتش بریزد آب عطاران ۳
پریشانی زلف خود مپرس الا ز چشمانت
که احوال شب تیره نداند کس چو بیماران ۴
ببازار غم عشقت دلم تا گشت سودائی
ز من نقد روان بردی بطیره همچو طراران ۵
ز تاب آتش عشقت شدم با خاک ره یکسان
هوادار توام آخر مریز آب هواداران ۶
مرا ایدوست در عشقت چه باک از طعنه دشمن
چو شد ابن یمین غرقه کجا اندیشه باران ۷
ز راه لطف و دلجوئی در آئی از در یاران ۱
کنم دنیا و دین هر دو فدای خاک پای تو
چه وزن آرد کله جائی که سر بخشند عیاران ۲
گر از خاک سر کویت برد باد صبا گردی
زند در مشک چین آتش بریزد آب عطاران ۳
پریشانی زلف خود مپرس الا ز چشمانت
که احوال شب تیره نداند کس چو بیماران ۴
ببازار غم عشقت دلم تا گشت سودائی
ز من نقد روان بردی بطیره همچو طراران ۵
ز تاب آتش عشقت شدم با خاک ره یکسان
هوادار توام آخر مریز آب هواداران ۶
مرا ایدوست در عشقت چه باک از طعنه دشمن
چو شد ابن یمین غرقه کجا اندیشه باران ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - ندانم صبغه الله است یا گلگون شرابست این
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - یا رب رخ دلدارست یا ماه تمامست این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.