این شعر از ابنیمین، شاعر فارسیزبان، بیانگر درد عشق و سوختن در آتش عشق است. شاعر از معشوق خود میخواهد که دیگر آتش عشق را در دلش نیفزاید، زیرا او از رخسار معشوق هم آب (اشک) و هم آتش (سوختن) را تجربه میکند. عشق معشوق مانند آتش بر دل سوختهاش گذر کرده و او را مانند شمع ذوب کرده است. شاعر تأکید میکند که در جهان هیچ آتشی مانند رخسار معشوق، هم آبدار (تر) و هم سوزاننده نیست.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۱۸۱ - در دلم کم زن ای پسر آتش
بیش از اینم مدار در آتش ۱
دارم از آب و آتش رخ تو
آب در چشم و در جگر آتش ۲
عشق تو چون گذشت بر دل من
کرد بر سوخته گذر آتش ۳
چون رخت مشعله بر افروزد
شمع وارم رود بسر آتش ۴
خون چکانید بر رخت دل من
خون چکد از کباب بر آتش ۵
در جهان جز رخ چو گلنارت
کس ندید آبدار و تر آتش ۶
دل ابن یمین چو مسکن تست
مزن اندر دلش دگر آتش ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.