خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر از زیباییهای معشوق مانند لب و دندانش یاد میکند و از درد فراق و بیوفایی او شکایت دارد. همچنین، به امید وصل و بختِ خوب اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی و زبان کلاسیک نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۱۷۸ - ای ز جام می عشق تو خرد رفته ز هوش
ای ز جام می عشق تو خرد رفته ز هوش
لب و دندان ترا لعل و گهر حلقه بگوش ۱
عکس یاقوت لبت سوی بدخشان بردند
آمد اندر رگ کان خون دل لعل بجوش ۲
پاسخ تلخ تو و خنده شیرین با هم
نوش در نیش نهان گشته و نیش اندر نوش ۳
روی زیبای تو از زلف گره کردارت
گشته چون آب ز باد سحری جوشن پوش ۴
دوش سیلاب غمم تا بسر زانو بود
امشب ایدوست چه تدبیر که بگذشت ز دوش ۵
دل من بسته زنجیر سر زلف تو شد
با گرفتار خود ای سست وفا سخت مکوش ۶
عهد بستی که در وصل گشائی بر من
چو وفا نیستت ای دلبر بد عهد خموش ۷
بخت با ابن یمین دست در آغوش کند
گر شود با تو شبی تا بسحر دست آغوش ۸
لب و دندان ترا لعل و گهر حلقه بگوش ۱
عکس یاقوت لبت سوی بدخشان بردند
آمد اندر رگ کان خون دل لعل بجوش ۲
پاسخ تلخ تو و خنده شیرین با هم
نوش در نیش نهان گشته و نیش اندر نوش ۳
روی زیبای تو از زلف گره کردارت
گشته چون آب ز باد سحری جوشن پوش ۴
دوش سیلاب غمم تا بسر زانو بود
امشب ایدوست چه تدبیر که بگذشت ز دوش ۵
دل من بسته زنجیر سر زلف تو شد
با گرفتار خود ای سست وفا سخت مکوش ۶
عهد بستی که در وصل گشائی بر من
چو وفا نیستت ای دلبر بد عهد خموش ۷
بخت با ابن یمین دست در آغوش کند
گر شود با تو شبی تا بسحر دست آغوش ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - آمد آنسرو سهی بر گل نشان سنبلش
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - رنگ یاقوت آبدارت خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.