خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از ساقی می‌خواهد که برخیزد و شراب بنوشد، زیرا وقت نوشیدن و لذت بردن از زیبایی‌های طبیعت و گلستان است. او از عشق و وصال سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عاشقی و رنج‌های آن بخشی از زندگی است. شاعر همچنین به بخشش و عفو اشاره می‌کند و عشق به معشوق را ستایش می‌نماید.

متن شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین اشاره به شراب‌نوشی (که در ادبیات کلاسیک فارسی اغلب نمادین است) ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۰ - ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست

ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست
موسم بستان و هنگام گلستان دیدنست ۱

ابر نیسانی ز بهر گریه بگشادست چشم
غنچه لب بسته را زین پس گه خندیدنست ۲

گلشن حسن ترا گل هست و رنج خار نیست
رخصتم ده تا بچینم ز آنکه وقت چیدنست ۳

ما همی کوشیم و جمعی هم ولیکن ملک وصل
تا کرا بخشد سعادت کاین نه از کوشیدنست ۴

عیش من در بزم جانان از جگر خوردن کباب
وز دل پر خون شراب عاشقی نوشیدنست ۵

تا زمین را از فلک تابد ز رویت آفتاب
در پی اش چون سایه کار عاشقان گردیدنست ۶

گر گناهست اینکه گشت ابن یمینت دوستدار
ذیل عفوی بر گناه او گه پوشیدنست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹ - سبزه و آب روان باده گلگون بدست
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.