خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از ابن یمین، شاعر فارسیزبان، با درخواست از ساقی برای آوردن شراب در فصل سرما آغاز میشود. او از زیبایی و جادوی معشوق و تأثیر تیرهای غمزهاش بر دل عاشقان سخن میگوید. همچنین، توصیفی از طبیعت و تغییرات فصل ارائه میدهد و در پایان به فضای میگساری و خرگاه اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و اشاره به میگساری است که برای مخاطبان جوان و بزرگسال مناسبتر است. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۵۷ - ساقی بیا که موسم آب چو آتش است
ساقی بیا که موسم آب چو آتش است
سرد است و می بموسم سرما درون خوش است ۱
بی آب آتشین منشین خاصه موسمی
کز باد تند عالم خاکی مشوش است ۲
می ده بآن نگار که در نرد دلبری
بر کعبتین حسن همه نقش او شش است ۳
هر ناوکی که غمزه خونریز او زند
بر جان عاشقانش گذر تیر آرش است ۴
تیر و کمان و غمزه جادوی او نگر
بس جان و دل بکوش که قربان ترکش است ۵
یا رب چه موسمیست که از تیرگی ابر
صبحش چو شام طره خوبان مهوش است ۶
روی هوا ز کوکبه ابر تیره تن
گوئی مگر گذرگه سیلاب سرکش است ۷
ابن یمین چو عرصه میدان خاک دید
کز ژاله چون سپهر نگون بر منقش است ۸
شاید اگر بصورت تضمین ادا کند
کامروز روز باده و خرگاه و آتش است ۹
سرد است و می بموسم سرما درون خوش است ۱
بی آب آتشین منشین خاصه موسمی
کز باد تند عالم خاکی مشوش است ۲
می ده بآن نگار که در نرد دلبری
بر کعبتین حسن همه نقش او شش است ۳
هر ناوکی که غمزه خونریز او زند
بر جان عاشقانش گذر تیر آرش است ۴
تیر و کمان و غمزه جادوی او نگر
بس جان و دل بکوش که قربان ترکش است ۵
یا رب چه موسمیست که از تیرگی ابر
صبحش چو شام طره خوبان مهوش است ۶
روی هوا ز کوکبه ابر تیره تن
گوئی مگر گذرگه سیلاب سرکش است ۷
ابن یمین چو عرصه میدان خاک دید
کز ژاله چون سپهر نگون بر منقش است ۸
شاید اگر بصورت تضمین ادا کند
کامروز روز باده و خرگاه و آتش است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدست
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.