این شعر عاشقانه از ابن یمین، زیبایی و تغییرپذیری معشوق را توصیف میکند. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند آفتاب، گل، و شبنم، تغییرات مداوم در ظاهر و رفتار معشوق را به تصویر میکشد. همچنین، درد عشق و فراق را بیان کرده و وعدههای معشوق را فریبنده میداند. در نهایت، شاعر اعلام میکند که جز رضای معشوق چیزی نمیخواهد، هرچند که معشوق همواره با او عتاب میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۰ - روی شهر آرای یارم آفتابی دیگرست
هر زمانی زلف او در پیچ و تابی دگرست ۱
بر رخ او قطره های خوی چون شبنم بر گلست
هر زمانی چون گلی و چون گلابی دیگرست ۲
گفتم از روی خودم روشن نشانی باز ده
گفت آخر روشنست این آفتابی دیگرست ۳
ز آتش سودای عشقش در جهان هر جا دلیست
بر سر خوان هوس هر دم کبابی دیگرست ۴
تا بهار حسن رویش تازه ماند هر زمان
ز ابر چشم اشکبارم فتح با بی دیگرست ۵
بر روانم درد عشق و بر دلم بار فراق
هر یکی ز اینها خرابی بر خرابی دیگرست ۶
وعده ی وصلش اگر چه دل فریب آمد ولیک
دل بر آن نتوان نهادن کان سرابی دیگرست ۷
جز رضای او نجوید در جهان ابن یمین
و آن صنم را هر زمان با او عتابی دیگرست ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.