خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از درد فراق و غم عشق سخن میگوید، از بیقراری و اشکهای بیپایان در غم معشوق مینالد و از صبر و امید به وصال یاد میکند. او از باد صبا میخواهد که دیگر رنج نکشد و از زنجیر غم رهایی یابد.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق مانند غم عشق، فراق و اندوه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۴۹ - دوش چه دانی مرا بی تو چه بر سر گذشت
دوش چه دانی مرا بی تو چه بر سر گذشت
لشکر غم بر سرم بی حد و بی مر گذشت ۱
در هوس لعل تو در شب همچون شبه
سیم روانم ز جزع بر رخ چون زر گذشت ۲
آب گذشت از سرم بس که بباریدم اشک
در غم عشقت ببین چیست مرا سر گذشت ۳
درد غم عشق او می نپذیرد دوا
رنج مبر ای صبا کار از آن در گذشت ۴
چون دل دیوانگان بسته به زنجیر شد
باد صبا چون بر آن زلف معنبر گذشت ۵
دوش دلم چون خلیل تا سحر و وقت شام
ز آن صنم آذری بر سر آذر گذشت ۶
بر دل ابن یمین گر چه گران بود هجر
لیک به امید وصل دوش سبک تر گذشت ۷
لشکر غم بر سرم بی حد و بی مر گذشت ۱
در هوس لعل تو در شب همچون شبه
سیم روانم ز جزع بر رخ چون زر گذشت ۲
آب گذشت از سرم بس که بباریدم اشک
در غم عشقت ببین چیست مرا سر گذشت ۳
درد غم عشق او می نپذیرد دوا
رنج مبر ای صبا کار از آن در گذشت ۴
چون دل دیوانگان بسته به زنجیر شد
باد صبا چون بر آن زلف معنبر گذشت ۵
دوش دلم چون خلیل تا سحر و وقت شام
ز آن صنم آذری بر سر آذر گذشت ۶
بر دل ابن یمین گر چه گران بود هجر
لیک به امید وصل دوش سبک تر گذشت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - دهن غنچه وشت پسته خندان منست
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - روی شهر آرای یارم آفتابی دیگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.