خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بیتوجهی و فاصله گرفتن معشوق یا مخاطب خود شکایت میکند و بیان میکند که با وجود حضور شاعر در جمعها و بیان سخنانش، مخاطب به او توجهی نمیکند. شاعر همچنین اشاره میکند که مخاطب به جای توجه به او، به خیالات و تصورات خود مشغول است.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۸۴ - چه حالتست که از حال من نمیپرسی؟
چه حالتست که از حال من نمیپرسی؟
سخن چه رفت که از من سخن نمیپرسی؟ ۱
سرود ماست به هر مجلسی، نمیشنوی
حدیث ماست به هر انجمن، نمیپرسی ۲
خیال آن قد و رخسار می پزی، هیهات
که از شمایل سرو و سمن نمیپرسی ۳
ز کنج غم به تمنا نمیرود شاهی
تو بلبل قفسی از چمن نمیپرسی ۴
سخن چه رفت که از من سخن نمیپرسی؟ ۱
سرود ماست به هر مجلسی، نمیشنوی
حدیث ماست به هر انجمن، نمیپرسی ۲
خیال آن قد و رخسار می پزی، هیهات
که از شمایل سرو و سمن نمیپرسی ۳
ز کنج غم به تمنا نمیرود شاهی
تو بلبل قفسی از چمن نمیپرسی ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - خال که بر عارض مهوش نهی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - چه شوخیست که در چشم پر فتن داری؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.