خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد فراق، عشق نافرجام و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از جور و ستم معشوق شکایت کرده و از دست دادن دل و دین به دلیل فریبندگی او مینالد. همچنین، با طنز تلخ از بیخبری پیک دیار آشنایی گله میکند و در نهایت، به پذیرش عیبهای عشق و خوشباشی با آن توصیه میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، درد فراق و مفاهیم عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۷۳ - با اهل وفا ز هر چه داری
با اهل وفا ز هر چه داری
جز جور و جفا دگر چه داری؟ ۱
گفتی، ستم فراق سهلست
بسم الله، از این بتر چه داری؟ ۲
بردی دل و دین به چشم جادو
تا چشم هنوز بر چه داری؟ ۳
ای پیک دیار آشنایی
از غایب ما خبر چه داری؟ ۴
خوش باش به عیب عشق، شاهی
با خود بجز این هنر چه داری؟ ۵
جز جور و جفا دگر چه داری؟ ۱
گفتی، ستم فراق سهلست
بسم الله، از این بتر چه داری؟ ۲
بردی دل و دین به چشم جادو
تا چشم هنوز بر چه داری؟ ۳
ای پیک دیار آشنایی
از غایب ما خبر چه داری؟ ۴
خوش باش به عیب عشق، شاهی
با خود بجز این هنر چه داری؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۲ - دلا از مردمی بویی نداری
گوهر بعدی:شماره ۱۷۴ - مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.