خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد دل، عشق، هجران و وفاداری سخن میگوید. او از یار خود یاد میکند و بیان میکند که با وجود تمام سختیها، دل و عشق او تغییر نکرده است. همچنین، از طبیعت و بلبلان برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳۷ - جان شد آواره و دل بهر تو افگار همان
جان شد آواره و دل بهر تو افگار همان
سر در این کار شد و با تو سر و کار همان ۱
هر کسی در پی کار و غم یاری و مرا
دل همان، درد همان، عهد همان، یار همان ۲
بلبلان چمن آسوده به همرازی گل
در قفس ناله مرغان گرفتار همان ۳
قصه ما و تو افسانه هر کوی شده
عشق را با دل سودا زده بازار همان ۴
شاهی ار وصل بتان نیست، به هجران خوش باش
گل همانست در این باغچه و خار همان ۵
سر در این کار شد و با تو سر و کار همان ۱
هر کسی در پی کار و غم یاری و مرا
دل همان، درد همان، عهد همان، یار همان ۲
بلبلان چمن آسوده به همرازی گل
در قفس ناله مرغان گرفتار همان ۳
قصه ما و تو افسانه هر کوی شده
عشق را با دل سودا زده بازار همان ۴
شاهی ار وصل بتان نیست، به هجران خوش باش
گل همانست در این باغچه و خار همان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - چشم تو خورد باده و من در خمار از آن
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - ما را غمی است از تو که گفتن نمیتوان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.