خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اندوه خود میگوید، از گریههایش در طبیعت و دیوانگیاش به خاطر معشوق سخن میراند. او از درد فراق و بیقراری خود مینالد و آرزو میکند که هرگز از این عشق دست نکشد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳۰ - بر بوی تو هر روز به گشت چمن آیم
بر بوی تو هر روز به گشت چمن آیم
گریان به تماشاگه سرو و سمن آیم ۱
چون غنچه دلی دارم از اندوه تو پر خون
عیبم مکن ار چاکزده پیرهن آیم ۲
درمانده شد از ناله من خلق، که هر روز
گویند میا بر سر این کوی و من آیم ۳
یارب ز چنین باده پرذوق که خوردم
روزی مکن آن روز که با خویشتن آیم ۴
عشق تو به دیوانگیم نام برآورد
تا در خم آن سلسله پر شکن آیم ۵
من طوطی قدسم، به قفس مانده گرفتار
کو آینه روی تو تا در سخن آیم ۶
دیگر به فریبی نروم همره شاهی
از بادیه عشق تو گر با وطن آیم ۷
گریان به تماشاگه سرو و سمن آیم ۱
چون غنچه دلی دارم از اندوه تو پر خون
عیبم مکن ار چاکزده پیرهن آیم ۲
درمانده شد از ناله من خلق، که هر روز
گویند میا بر سر این کوی و من آیم ۳
یارب ز چنین باده پرذوق که خوردم
روزی مکن آن روز که با خویشتن آیم ۴
عشق تو به دیوانگیم نام برآورد
تا در خم آن سلسله پر شکن آیم ۵
من طوطی قدسم، به قفس مانده گرفتار
کو آینه روی تو تا در سخن آیم ۶
دیگر به فریبی نروم همره شاهی
از بادیه عشق تو گر با وطن آیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - هر شب بدل حکایت خود در میان نهم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - تو شهریار جهان، ما غریب شهر توایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.