خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و درد هجران را بیان میکند. او از عشق بیپاسخ و رنجهای ناشی از آن مینالد و حتی به مرگ و فداکاری در راه معشوق اشاره دارد. همچنین، از ظلم و ستم معشوق و ناامیدی خود میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و غمانگیز است و ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به رنج و مرگ دارد که مناسب گروه سنی بالاتر است.
شماره ۱۲۶ - با تو عمری شد که لاف دوستداری میزنم
با تو عمری شد که لاف دوستداری میزنم
لاجرم اکنون ز هجرانت بکام دشمنم ۱
غنچه وار از دست دل خواهم گریبان چاک زد
چند سوزم لب بمهر و شعله در پیراهنم ۲
گفته ای: خون ریزمت دست ار بدامانم زنی
گر میسر میشود این کار، دستی میزنم ۳
تیغ آن قصاب را از خون من عار است و من
همچنان خود را میان کشتگان می افکنم ۴
آه دردآلود شاهی قصه دل باز گفت
از کباب من حکایت کرد و دود روزنم ۵
لاجرم اکنون ز هجرانت بکام دشمنم ۱
غنچه وار از دست دل خواهم گریبان چاک زد
چند سوزم لب بمهر و شعله در پیراهنم ۲
گفته ای: خون ریزمت دست ار بدامانم زنی
گر میسر میشود این کار، دستی میزنم ۳
تیغ آن قصاب را از خون من عار است و من
همچنان خود را میان کشتگان می افکنم ۴
آه دردآلود شاهی قصه دل باز گفت
از کباب من حکایت کرد و دود روزنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - هر شب از مستی بسوی خانه ره گم میکنم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.