خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود مانند عشق، مستی، رنج و فروتنی در برابر معشوق سخن میگوید. او از گم کردن راه در مستی، گریه و تبسم در رنج بیماری، و افتادن به پای معشوق در شادی و هیجان صحبت میکند. همچنین، به تظلم و دادخواهی در برابر سلطان اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای نوجوانان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و رنج نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۱۲۵ - هر شب از مستی بسوی خانه ره گم میکنم
هر شب از مستی بسوی خانه ره گم میکنم
نقد هستی وقف بر خمخانه و خم میکنم ۱
هر شب از سوز درون بر حال بیماری خود
گاه میگریم چو شمع و گه تبسم میکنم ۲
میکنم هر لحظه در پیش سگانت جای خویش
خودنمائی بین که من در پیش مردم میکنم ۳
خواهم اندر پایت افتم، دامنت گیرم بدست
چون ترا دیدم، ز شادی دست و پا گم میکنم ۴
گفته ای: شاهی، بر این در کیست با چندین فغان
داد خواهم، بر در سلطان تظلم میکنم ۵
نقد هستی وقف بر خمخانه و خم میکنم ۱
هر شب از سوز درون بر حال بیماری خود
گاه میگریم چو شمع و گه تبسم میکنم ۲
میکنم هر لحظه در پیش سگانت جای خویش
خودنمائی بین که من در پیش مردم میکنم ۳
خواهم اندر پایت افتم، دامنت گیرم بدست
چون ترا دیدم، ز شادی دست و پا گم میکنم ۴
گفته ای: شاهی، بر این در کیست با چندین فغان
داد خواهم، بر در سلطان تظلم میکنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴ - خوش آن عیدی که اول دیده بر روی تو اندازم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶ - با تو عمری شد که لاف دوستداری میزنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.