خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حضور معشوق چنان تأثیری بر او دارد که آرامش و قرار از او گرفته میشود. همچنین، شاعر اشاره میکند که هر کس حتی برای مدتی کوتاه با معشوق باشد، روزهای بسیاری را با خوشی سپری خواهد کرد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به تجربهی بیشتری برای درک عمیق آن داشته باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهی ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۸۰ - سرو تو مگر ز پا نشیند
سرو تو مگر ز پا نشیند
کاین دل نفسی بجا نشیند ۱
من بودم و دل، تو بردی آن نیز
خود گو که غمت کجا نشیند؟ ۲
هر کس که شبی نشست با تو
بسیار به روز ما نشیند ۳
گردی که ز کوی دوست خیزد
بر دیده چو توتیا نشیند ۴
شاهی سگ یار با تو ننشست
کس با چو تویی چرا نشیند؟ ۵
کاین دل نفسی بجا نشیند ۱
من بودم و دل، تو بردی آن نیز
خود گو که غمت کجا نشیند؟ ۲
هر کس که شبی نشست با تو
بسیار به روز ما نشیند ۳
گردی که ز کوی دوست خیزد
بر دیده چو توتیا نشیند ۴
شاهی سگ یار با تو ننشست
کس با چو تویی چرا نشیند؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - بتان که شیوه جور و ستیز میجویند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.