خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن درباره فصل نوروز و شادی مردم است که به صحرا می‌روند و از موسیقی لذت می‌برند. همچنین، اشاره‌ای به زیبایی طبیعت و چهره‌ها دارد و از دردهای عاشقانه و محنت‌های شبانه سخن می‌گوید. در پایان، به گذرا بودن زندگی و حضور همیشگی عشق اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات عرفانی و احساسی نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۷۵ - فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا میروند

فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا میروند
بی نصیب آنانکه در می قول مطرب نشنوند ۱

رخ نمودی، مردمان را چشم بر ابروی تست
عید شد، باریک بینان دیده بر ماه نوند ۲

من که در شبهای محنت سوختم، زانم چه سود
کاین بتان خورشید رخسارند یا مه پرتوند ۳

میرود خلقی باستقبال، کامد گل بباغ
تو بمان باقی، کزین بسیار آیند و روند ۴

پند گویان شاهی درمانده را دل میدهند
حال او دانند اگر روزی چنین بیدل شوند ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۴ - عید شد، خوبان بعزم مجلس و می میروند
گوهر بعدی:شماره ۷۶ - بزنجیر زلفت دل ماست در بند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.