خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا به مناسبت عید، توصیفی شاعرانه از حال و هوای این ایام ارائه میدهد. در آن از شادی و نشاط خوبان در مجلس و میگساری، درد و رنج دردمندان، زیبایی طبیعت و تغییر فصل، و غم فراق و دوری از یار سخن گفته شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، اشاره به میگساری ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد.
شماره ۷۴ - عید شد، خوبان بعزم مجلس و می میروند
عید شد، خوبان بعزم مجلس و می میروند
دردمندان راه میپرسند و از پی میروند ۱
گر بگشتی میرود، تنها خوشست آن آفتاب
قاصد جان من اند آنها که با وی میروند ۲
چون گل و سنبل پریرویان ز آب و تاب می
طره ها آشفته و رخساره در خوی میروند ۳
آنکه میرفتند با تکبیر و قامت، این زمان
بانوای ارغنون و ناله نی میروند ۴
میرود شاهی ز کویت از دم سرد رقیب
بلبلان از بوستان در موسم دی میروند ۵
دردمندان راه میپرسند و از پی میروند ۱
گر بگشتی میرود، تنها خوشست آن آفتاب
قاصد جان من اند آنها که با وی میروند ۲
چون گل و سنبل پریرویان ز آب و تاب می
طره ها آشفته و رخساره در خوی میروند ۳
آنکه میرفتند با تکبیر و قامت، این زمان
بانوای ارغنون و ناله نی میروند ۴
میرود شاهی ز کویت از دم سرد رقیب
بلبلان از بوستان در موسم دی میروند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳ - بیدلان کوی تو مقام کنند
گوهر بعدی:شماره ۷۵ - فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا میروند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.