خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر از دست رفتن یار و مهربانیهای اوست. شاعر از تغییر حال یار و ناپدید شدن محبتها و توجهات گذشته مینالد و به یاد روزهای خوش گذشته حسرت میخورد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان حسرت و اندوه نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۹ - یار با ما چنانکه بود، نماند
یار با ما چنانکه بود، نماند
مه من مهربان که بود، نماند ۱
دل بر آن آشنا که بود، برفت
سر بر آن آستان که بود، نماند ۲
لطف هر دم که مینمود، گذشت
پرسش هر زمان که بود، نماند ۳
هر دمش سوی من بگوشه چشم
عشوه های نهان که بود، نماند ۴
چه در آن کوی مانده ای، شاهی
یار چون بر همان که بود، نماند ۵
مه من مهربان که بود، نماند ۱
دل بر آن آشنا که بود، برفت
سر بر آن آستان که بود، نماند ۲
لطف هر دم که مینمود، گذشت
پرسش هر زمان که بود، نماند ۳
هر دمش سوی من بگوشه چشم
عشوه های نهان که بود، نماند ۴
چه در آن کوی مانده ای، شاهی
یار چون بر همان که بود، نماند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - تا بر گل تو جعد گره گیر بسته اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.