خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به توصیف طبیعت و تغییر فصل بهار میپردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گلریز، نسیم سحر، و سبزه نوخیز، شاعر زیباییهای باغ را به تصویر میکشد. همچنین، در بخشی از شعر، احساسات عاشقانه و درد جدایی نیز بیان شده است.
این شعر دارای مفاهیم شاعرانه و عاطفی است که ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۳ - باغ را باز مگر مژده گلریز آمد
باغ را باز مگر مژده گلریز آمد
که نسیم سحر از طرف چمن تیز آمد ۱
توتیا رنگ غباری ز رهش پیدا شد
که صبا مشک فشان، غالیه آمیز آمد ۲
نونو اسباب طرب ساخته کن، کاندر باغ
گل نوخاسته و سبزه نوخیز آمد ۳
باز عشق توام از صبر جدایی فرمود
باز بیمار مرا نوبت پرهیز آمد ۴
جام شاهی که ز خون جگرش پر کردند
خوار منگر، که زلال طرب انگیز آمد ۵
که نسیم سحر از طرف چمن تیز آمد ۱
توتیا رنگ غباری ز رهش پیدا شد
که صبا مشک فشان، غالیه آمیز آمد ۲
نونو اسباب طرب ساخته کن، کاندر باغ
گل نوخاسته و سبزه نوخیز آمد ۳
باز عشق توام از صبر جدایی فرمود
باز بیمار مرا نوبت پرهیز آمد ۴
جام شاهی که ز خون جگرش پر کردند
خوار منگر، که زلال طرب انگیز آمد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲ - دل بی رخ تو جانب گلشن نمیکشد
گوهر بعدی:شماره ۶۴ - چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس بباغ آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.