خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید و از زیباییهای طبیعت مانند باغ و گلها برای توصیف احساسات خود استفاده میکند. او از داغ عشق و سودای معشوق مینالد و دلبستگی شدید خود را به وی بیان میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک زیباییشناسی شعر کلاسیک فارسی معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد که بیشتر در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۵۰ - هر کسی موسم گل گوشه باغی دارد
هر کسی موسم گل گوشه باغی دارد
ساکن کوی تو از روضه فراغی دارد ۱
من در این کوی خوشم، گر چه به جنت رضوان
مجلس خرم و آراسته باغی دارد ۲
لاله بین چاک زده پیرهن خون آلود
مگر او نیز ز سودای تو داغی دارد ۳
دل من در شب گیسوی تو ره گم کرده است
مگرش روی تو در پیش چراغی دارد ۴
فکر سودای سر زلف تو دارد شاهی
ظاهر آنست که آشفته دماغی دارد ۵
ساکن کوی تو از روضه فراغی دارد ۱
من در این کوی خوشم، گر چه به جنت رضوان
مجلس خرم و آراسته باغی دارد ۲
لاله بین چاک زده پیرهن خون آلود
مگر او نیز ز سودای تو داغی دارد ۳
دل من در شب گیسوی تو ره گم کرده است
مگرش روی تو در پیش چراغی دارد ۴
فکر سودای سر زلف تو دارد شاهی
ظاهر آنست که آشفته دماغی دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - خدنگ او که بجان مژده هلاک برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.