خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق آن بر دل شاعر را توصیف میکند. شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر طبیعت و دل خود میگوید و درد و رنج عشق را نیز بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۳۸ - دوش از رخ تو بزم گدایان چراغ داشت
دوش از رخ تو بزم گدایان چراغ داشت
وز دیدن تو دیده گلستان و باغ داشت ۱
هر جلوه ای که شاهد مه داشت بر فلک
دل با فروغ روی تو زانها فراغ داشت ۲
با شام طره تو نهان بود کار دل
آن روی دلفروز مرا با چراغ داشت ۳
چون سبزه و گلست ز هجرت بخاک و خون
آن دل که ذوق سبزه و گل در دماغ داشت ۴
چون لاله چاک شد دل شاهی ز سوز عشق
کز گلشن زمانه بسی درد و داغ داشت ۵
وز دیدن تو دیده گلستان و باغ داشت ۱
هر جلوه ای که شاهد مه داشت بر فلک
دل با فروغ روی تو زانها فراغ داشت ۲
با شام طره تو نهان بود کار دل
آن روی دلفروز مرا با چراغ داشت ۳
چون سبزه و گلست ز هجرت بخاک و خون
آن دل که ذوق سبزه و گل در دماغ داشت ۴
چون لاله چاک شد دل شاهی ز سوز عشق
کز گلشن زمانه بسی درد و داغ داشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - امروز نسیم سحری بوی دگر داشت
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - صبا تا ز زلف تو بویی نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.