خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از حافظ، احساسات شاعر را درباره تغییرات و ناپایداری دنیا بیان میکند. او از نسیم سحری، گل رعنا، و مردم سخن میگوید که همه به نوعی تغییر کردهاند یا توجهشان به چیز دیگری معطوف شده است. شاعر از این ناپایداری افسوس میخورد و آرزوی ثبات و خوشی را دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره و کنایه در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۷ - امروز نسیم سحری بوی دگر داشت
امروز نسیم سحری بوی دگر داشت
گویی گذر از خاک سر کوی دگر داشت ۱
ما یکدل و یکروی چنین، وان گل رعنا
افسوس که از هر طرفی روی دگر داشت ۲
دی مردم از آن ذوق که در گفتن دشنام
با ماش سخن بود و نظر سوی دگر داشت ۳
خوش وقت کسی موسم نوروز، که چون گل
هر روز سر آب و لب جوی دگر داشت ۴
شاهی به تماشای مه عید نیامد
بیچاره نظر در خم ابروی دگر داشت ۵
گویی گذر از خاک سر کوی دگر داشت ۱
ما یکدل و یکروی چنین، وان گل رعنا
افسوس که از هر طرفی روی دگر داشت ۲
دی مردم از آن ذوق که در گفتن دشنام
با ماش سخن بود و نظر سوی دگر داشت ۳
خوش وقت کسی موسم نوروز، که چون گل
هر روز سر آب و لب جوی دگر داشت ۴
شاهی به تماشای مه عید نیامد
بیچاره نظر در خم ابروی دگر داشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - مرا گر با تو روی همدمی نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - دوش از رخ تو بزم گدایان چراغ داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.