خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از شبهایی میگوید که در حضور یار و مست از دیدار او بوده است. او از بیخوابیهایش در هوای روی یار و حالات مستی و بیخودی خود سخن میگوید. همچنین، از دلبستگی شدید به معشوق و تأثیر چشمهای مخمورش بر خود یاد میکند. شاعر در این حالات، فارغ از هرگونه مدعی و اغیار، تنها به تماشای جمال یار مشغول بوده است.
این متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و حالات بیخودی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تحلیل و درک صحیح داشته باشد.
شماره ۱۶ - دوش اندر بزم وصل یار بودم تا بروز
دوش اندر بزم وصل یار بودم تا بروز
شب همه شب مست آن دیدار بودم تا بروز ۱
بی رقیب و مدعی در گلشن عیش و طرب
هم نشین با آن گل بی خار بودم تا بروز ۲
گه گهی در خواب مستی بیخود و گاهی دگر
در هوای روی او بیدار بودم تا بروز ۳
با خیال چشم مخمورش چو رند می پرست
یکدودم مست و دمی هشیار بودم تا بروز ۴
دل پی دلبر برفت و باز آمد دلبرم
دور از آن مه بی دل و دلدار بودم تا بروز ۵
شب ز فکر زلف او جان بود اندر پیچ و تاب
وز رخ او غرقه در انوار بودم تا بروز ۶
بی اسیری فارغ از اغیار و طعن مدعی
در تماشای جمال یار بودم تا بروز ۷
شب همه شب مست آن دیدار بودم تا بروز ۱
بی رقیب و مدعی در گلشن عیش و طرب
هم نشین با آن گل بی خار بودم تا بروز ۲
گه گهی در خواب مستی بیخود و گاهی دگر
در هوای روی او بیدار بودم تا بروز ۳
با خیال چشم مخمورش چو رند می پرست
یکدودم مست و دمی هشیار بودم تا بروز ۴
دل پی دلبر برفت و باز آمد دلبرم
دور از آن مه بی دل و دلدار بودم تا بروز ۵
شب ز فکر زلف او جان بود اندر پیچ و تاب
وز رخ او غرقه در انوار بودم تا بروز ۶
بی اسیری فارغ از اغیار و طعن مدعی
در تماشای جمال یار بودم تا بروز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - آن دلبر پنهانی سرمست بصحرا شد
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - هر جا ظهور یافت کمال و صفای دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.