خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات شاعرانهای است که در آن شاعر از عشق و شوق به معشوق، رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به یقین عرفانی سخن میگوید. شاعر با توصیف خلوتگزینی و فداکاری در راه عشق، به بیاعتنایی به مذهب و دنیا اشاره میکند و عشق را به عنوان تنها راه نجات و بهشت خود میستاید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به رهایی از قید مذهب و دنیا نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
شماره ۳۶۶ - ما بر امید وصل تو خلوت نشین شدیم
ما بر امید وصل تو خلوت نشین شدیم
عنقا صفت ز شوق تو عزلت گزین شدیم ۱
در کنج خلوتی که کسی نیست محرمم
دایم بیاد روی تو ما همنشین شدیم ۲
تا در میان بعشق تو زنار بسته ایم
فارغ ز قید و مذهب دنیا و دین شدیم ۳
تا دیده ایم روی تو پیدا ز کاینات
در طور کشف عارف صاحب یقین شدیم ۴
در باختیم جان و دل و دین بعشق یار
در بزم وصل تا که بجانان قرین شدیم ۵
زاهد نه ما بخود بره عشق رفته ایم
ارشاد پیر بود که ما راه بین شدیم ۶
در دوزخ ارلقای تو باشد، بهشت ماست
ما در پی سلوک اسیری از این شدیم ۷
عنقا صفت ز شوق تو عزلت گزین شدیم ۱
در کنج خلوتی که کسی نیست محرمم
دایم بیاد روی تو ما همنشین شدیم ۲
تا در میان بعشق تو زنار بسته ایم
فارغ ز قید و مذهب دنیا و دین شدیم ۳
تا دیده ایم روی تو پیدا ز کاینات
در طور کشف عارف صاحب یقین شدیم ۴
در باختیم جان و دل و دین بعشق یار
در بزم وصل تا که بجانان قرین شدیم ۵
زاهد نه ما بخود بره عشق رفته ایم
ارشاد پیر بود که ما راه بین شدیم ۶
در دوزخ ارلقای تو باشد، بهشت ماست
ما در پی سلوک اسیری از این شدیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - حان الرحیل مابر دلدار میرویم
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - حالیا در بزم وصل دوست جامی میزنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.