خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد دوری معشوق و رنجهای عشق شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که به او رحم کند و دیگر دلش را نیازارد. شاعر عشق را سوزان و گدازنده توصیف میکند و از وفاداری خود به معشوق سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۲۷۸ - قصد جانم کرد یار دلنواز
قصد جانم کرد یار دلنواز
ریخت خونم بی گنه آن سروناز ۱
شهسوار حسن گو اسب جفا
با گدای باوفا چندین متاز ۲
بیش ازین دل در غم دوری مسوز
جان من رحمی نما با ما بساز ۳
عاشق آن قامت رعنا کجا
آورد در دیده سرو سرفراز ۴
در نیاز عاشق دیوانه بین
نازکم کن تا بکی ای بی نیاز ۵
عاشق آن باشد که باشد دایما
ز آتش عشق تو در سوز و گداز ۶
در غم عشق است اسیری جان و دل
گر تو هستی رند و عاشق پاکباز ۷
ریخت خونم بی گنه آن سروناز ۱
شهسوار حسن گو اسب جفا
با گدای باوفا چندین متاز ۲
بیش ازین دل در غم دوری مسوز
جان من رحمی نما با ما بساز ۳
عاشق آن قامت رعنا کجا
آورد در دیده سرو سرفراز ۴
در نیاز عاشق دیوانه بین
نازکم کن تا بکی ای بی نیاز ۵
عاشق آن باشد که باشد دایما
ز آتش عشق تو در سوز و گداز ۶
در غم عشق است اسیری جان و دل
گر تو هستی رند و عاشق پاکباز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۷ - دلا در عاشقی می سوز و می ساز
گوهر بعدی:شماره ۲۷۹ - ای نموده شاهد حسن تو رو درهر لباس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.