متن بالا یک شعر عرفانی است که بر عشق و فداکاری در راه عشق تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که در عشق بسوزد و بگذرد، از ناز و نیاز بپرهیزد، و با یاد دوست به پرواز درآید. همچنین، به صبر، قناعت، و ترک حرص و آز توصیه میکند و بیان میکند که تنها با فنا شدن در راه عشق میتوان به وصال رسید. در نهایت، شاعر از مخاطب میخواهد که از عقل بگذرد و به ملک عاشقی وارد شود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا شدن در عشق یا ترک عقل ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا گمراهکننده باشد.
شماره ۲۷۷ - دلا در عاشقی می سوز و می ساز
براه عشق او می باش جانباز ۱
بکوی عشق شو چون خاک ره خوار
نیازی پیش گیر و بگذر از ناز ۲
ز یاد دوست دل را بال و پر ده
که تا شهباز جان آید بپرواز ۳
رضا کن پیشه و صبر و قناعت
مبرا ساز دل از حرص و از آز ۴
اگر در عشق ترک سر بگویی
به پیش عاشقان گردی سرافراز ۵
تو تا فانی نگردی در ره عشق
در وصلش برویت کی شود باز ۶
بترک دین و دنیا بایدت گفت
اگر خواهی که گردی محرم راز ۷
ز ساز وصل او یابی نوائی
اگر با مطرب عشقی هم آواز ۸
اسیری از مقام عقل بگذر
بملک عاشقی آی و وطن ساز ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.