خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از شراب معنوی و عشق الهی سخن میگوید که باعث رهایی از خودی و هستی مادی میشود. او از دیدار دوست و وصل معنوی به عنوان منبع حیات و جان تازه یاد میکند و اشاره میکند که عشق الهی انسان را از قفس وجود مادی رها میسازد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و انتزاعی است که برای درک عمیقتر نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'شراب بیخودی' و 'بند قفس' ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۲۹ - ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد
ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد
منت عالم بهر جامی به مستان می نهد ۱
زان شراب بیخودی دریاب جانم را که چون
مست گردد از خمار هستی خود وارهد ۲
هرزمان صد جان تازه یابد از دیدار دوست
هرکه جان و دل بهای نقد وصلش می دهد ۳
آن امانت کز زمین و آسمان آمد دریغ
جان آدم زان امینش شد کامانت وا دهد ۴
در هوای او اسیری از خودی آمد برون
همچو آن مرغی که از بند قفس ناگه جهد ۵
منت عالم بهر جامی به مستان می نهد ۱
زان شراب بیخودی دریاب جانم را که چون
مست گردد از خمار هستی خود وارهد ۲
هرزمان صد جان تازه یابد از دیدار دوست
هرکه جان و دل بهای نقد وصلش می دهد ۳
آن امانت کز زمین و آسمان آمد دریغ
جان آدم زان امینش شد کامانت وا دهد ۴
در هوای او اسیری از خودی آمد برون
همچو آن مرغی که از بند قفس ناگه جهد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۸ - جهان رانور رویت روشنی داد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۰ - آنان که ز درد عشق مستند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.