خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، به توصیف قدرت نور و عشق در رهایی از تاریکیها میپردازد. شاعر از عشق به عنوان درمان دردهای دل و عامل آبادانی جان سخن میگوید و بیان میکند که وجودش از ابتدا بر پایه عشق و درد بنا شده است. او از رنجهای عشق و اشتیاق به معشوق مینالد، اما در عین حال، این رنجها را ارزشمند میداند.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارد.
شماره ۲۲۸ - جهان رانور رویت روشنی داد
جهان رانور رویت روشنی داد
ز قید ظلمت او را کرد آزاد ۱
به نور روی تو بیناست چشمم
چنین بودست و تا بادا چنین باد ۲
بجستم داد دل از وصل جانان
هزاران داد جان از داد دل داد ۳
غم عشق است درمان دل من
مبادا جان عاشق بی غمت شاد ۴
وجودم در ازل استاد دانا
به عشق و درد و غم بنیاد بنهاد ۵
شراب عشق را در کام جان ریخت
خراب آباد جانم زان شد آباد ۶
بدرد و محنت و غم رفت عمرم
همانا مادرم بهر همین زاد ۷
ز شوقت حال من سوز است و زاری
نیاوردی دمی از حال من یاد ۸
اسیری سوخت آخر ز آتش شوق
غم عشق تو خاکش داد برباد ۹
ز قید ظلمت او را کرد آزاد ۱
به نور روی تو بیناست چشمم
چنین بودست و تا بادا چنین باد ۲
بجستم داد دل از وصل جانان
هزاران داد جان از داد دل داد ۳
غم عشق است درمان دل من
مبادا جان عاشق بی غمت شاد ۴
وجودم در ازل استاد دانا
به عشق و درد و غم بنیاد بنهاد ۵
شراب عشق را در کام جان ریخت
خراب آباد جانم زان شد آباد ۶
بدرد و محنت و غم رفت عمرم
همانا مادرم بهر همین زاد ۷
ز شوقت حال من سوز است و زاری
نیاوردی دمی از حال من یاد ۸
اسیری سوخت آخر ز آتش شوق
غم عشق تو خاکش داد برباد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۷ - آنان که درد عشق تو برجان گزیده اند
گوهر بعدی:شماره ۲۲۹ - ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.