خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از تجربههای عشق، جذبههای معنوی و وصال با معشوق الهی سخن میگوید. او از پرواز دل در هوای عشق، رحمت معشوق، خلوتنشینی و وحدت با جان جهان میسراید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در متن برای درک و ارتباط بهتر، نیازمند بلوغ فکری و تجربهی عاطفی است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۲۱۸ - در هوای عشق بازم دل پرواز کرد
در هوای عشق بازم دل پرواز کرد
بار دیگر عاشقی جانم ز سر آغاز کرد ۱
بر در او بس که بنشستم درآخر آن صنم
رحم کرد و آن در بسته برویم باز کرد ۲
چون درون رفتم بخلوتخانه بزم شهود
وه چه دلداری که با من دلبر طناز کرد ۳
چون ز نقش غیرخالی دید او لوح دلم
در سرای انس با خود جان ما دمساز کرد ۴
هرکه از خلقان چو عنقا در جهان عزلت گزید
مرغ جانش در هوای لامکان پرواز کرد ۵
هرکه بیند از همه عالم جمال روی او
در نهان و آشکارا با خودش همراز کرد ۶
در جمال نوربخشش چون اسیری شد فنا
از بقای بی زوالش بانوا و ساز کرد ۷
بار دیگر عاشقی جانم ز سر آغاز کرد ۱
بر در او بس که بنشستم درآخر آن صنم
رحم کرد و آن در بسته برویم باز کرد ۲
چون درون رفتم بخلوتخانه بزم شهود
وه چه دلداری که با من دلبر طناز کرد ۳
چون ز نقش غیرخالی دید او لوح دلم
در سرای انس با خود جان ما دمساز کرد ۴
هرکه از خلقان چو عنقا در جهان عزلت گزید
مرغ جانش در هوای لامکان پرواز کرد ۵
هرکه بیند از همه عالم جمال روی او
در نهان و آشکارا با خودش همراز کرد ۶
در جمال نوربخشش چون اسیری شد فنا
از بقای بی زوالش بانوا و ساز کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - با همچو تو یاری نفسی هر که برآرد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - آنها که جهان آینه روی تو دانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.